{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

____[The Forbidden Crossing]____

تـقـاطـع مـمـنـوعـه⁵³

اولین لقمه رو توی دهنم گذاشتم..
سریع چشمام از مزش گرد شد
چرا اینجوریهههه؟
به جای نمک، شکر ریخته بود
و تا جا داشت فلفل ریخته بود
ولی برای اینکه ناراحتش نکنم چیزی نگفتم و قیافمو خوب نشون دادم
-چه خوشمزستت
+جدیی؟
-آره بابا یه املته دیگه کسی مگه میتونه املت رو بد درست کنه؟

ولی آره
جئون جونگ کوک تو حتی املت رو هم افتضاح درست میکردی

+خب پس بذار یه لقمه هم خودم بخورم

که سریع دستمو روی دستش گذاشتم و گفتم:
-نه نه
تو نخور
+چرا؟
-خودت نخوری بهتره
+پس بد شده؟
-نه نخوری کنجکاویش بیشتره
+چرا چرت و پرت میگی

و سریع دستشو کشید و یه لقمه از املت خورد
بالافاصله بعد از اینکه خوردش تفش کرد
+این چه کوفتی بوددد
-تو درستش کردی به من چهه
+پس چرا هیچی نمیگی؟
-گفتم نزنم تو ذوقت

با حرفم نیشخندی زد و گفت
+غذای تو که قراره بدتر باشه
-جانم؟
+میگم دستپختت افتضاحه
-کی؟ من؟
حالا یه غذا درست میکنم انگشتاتم بخوریی
+باشه
البته چون میدونم قراره مسموم بشم

همین حرفش کافی بود که کاملا غرورم جریحه دار بشه و از سر لجبازی هم که شده غذا درست کنم
.....



#رمان #فیک #تقاطع_ممنوعه #رایا #کوک #The_Forbidden_Crossing
دیدگاه ها (۱۴)

____[The Forbidden Crossing]____

____[The Forbidden Crossing]____

____[The Forbidden Crossing]____

____[The Forbidden Crossing]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط